شماره مطلب: 18596

شعر شهادت امام کاظم (ع)

شهادت باب الحوایج تسلیت باد
نسخه مناسب چاپ

جانا ببین که چون تودلی پاره پاره نیست

 

اینها که سهم سوختن یک ستاره نیست

 

عمری اسیرکنده و زندان شدی ولی

 

هرمسکنی که لایق این ماه پاره نیست

 

امشب رضا گرفته به سربیرق سیاه

 

وقتی که دید صلح وصفا در زمانه نیست

 

زنجیرها به پای تو بستند قوم رذل

 

دیگرنگاه تلخ کسی دوستانه نیست

 

دستان بسته پای شکسته عصا به دست

 

جایی برای کوفتن وتازیانه نیست

 

بیهوده نشکنید سرش را که کاظم است

 

چون اولجام خشم وغضب را اراده نیست

 

تا هرزمان که زخم زنید زیرلب خداست

 

نالیدنش محال، که او اهل ناله نیست

 

مرغی که درقفس شده زندانی واسیر

 

زندان محل پاکترین سبز جامه نیست

 

جزمرگ راه چاره نباشد اسیر را

 

تقدیر بوده غیر اطاعت ،که چاره نیست

 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.